سالی که گذشت

سال ۸۷ برای من سال پربرکتی بود.

ـ سالی که در آن برای اولین بار چشمان بی لیاقتم روشن به زیبایی کعبه ومسجد النبی شد.

ـ سالی که در آن زندگی مشترکم رو با شوشوی عزیزم زیر یه سقف شروع کردم.

ـ سالی که  در آن برای اولین بار رفتم سرکار.

ممنونم از پدر ومادر مهربانم که ما را راهی سفر حج کردند.

ممنونم از شوشوی مهربانم که بهترین بود برایم وخوشبختی را با تمام وجود به من هدیه کرد.

وممنونم از شما که تمام این یک سال همراه ویاورم بودید.

پ ن:چون فردا صبح عازم مشهدیم وطبعا دستمان به نت نمی رسد پیشاپیش آغاز سال نو رو به همتون تبریک می گم.امیدوارم سال خوب وپربرکتی داشته باشید.دعابرای ما موقع سال تحویل فراموش نشه لطفا.

بدون شرح!

مردي دارد در پارك مركزي شهر نيويورك قدم ميزند كه ناگهان ميبيند سگي به دختر  بچه اي حمله كرده است. مرد به طرف آنها مي دود و با سگ درگير مي شود .
 سرانجام سگ را مي كشد و زندگي دختربچه را نجات مي دهد.
پليسي كه صحنه را ديده بود به سمت آنها مي آيد و مي گويد:  تویک قهرمانی
 
فردا در روزنامه ها مي نويسند :" يك نيويوركي شجاع ، جان دختر بچه اي را نجات داد"
آن مرد ميگويد :  « اما من نيويوركي نيستم »
 
پس روزنامه هاي صبح مينويسند :"آمريكايي شجاع جان دختر بچه اي را نجات داد"
آن مرد دوباره ميگويد : « اما من آمريكايي نيستم »
 
« خوب ، پس تو اهل كجا هستي ؟ »
« من ايراني هستم ! »
 
فرداي آنروز روزنامه ها اينگونه مي نويسند : 
"يك تندروي مسلمان ، سگ بي گناه را کشت"

دا

سلام.هزارتا حرف داشتم واسه زدن که هرکدوم واسه خودشون میشدن یه پست.اما نمی دونم چرا ننوشتم.از فیلم هایی که تو جشنواره دیدم واز کتاب هایی که خوندم وحرفایی که تو دلم بود ونزدم.بگذریم...

به نظر من کتاب ها سه دسته اند:

دسته اول:کتاب هایی که هم ارزش خوندن دارند وهم ارزش خریدن.درحقیقت این جور کتاب ها باید مال خودت باشند تا هروقت که خواستی دوباره بخونیشون.

دسته دوم:کتاب هایی که ارزش خریدن ندارند اما باید یک بار بخونیشون تا اون کتاب رو نخونده از دنیا نری.درحقیقت این کتاب ها یه بار خوندنشونم مصیبته چه برسه به دوباره خوانی.

دسته سوم:نه ارزش خریدن دارند ونه ارزش خوندن.

از کتاب های معروفی که تو این چندوقت چاپ شده اندنظر شخصی من کتاب "دا"وهمچنین"طوفان دیگری در راه است" رو در دسته اول قرار میده و باعرض معذرت از همه دوستداران امیرخانی"بی وتن"وهمچنین "شطرنج با ماشین قیامت" رو در دسته دوم.

دسته سوم رو هم نام نبرم بهتره.

همه اینا رو نوشتم که بگم "دا"واقعا کتاب خوبیه ودر بین کتاب های خاطره نویسی از جنگ تقریبا یه استثنا.

پ ن۱:نظر شخصی هرکسی برای خودش محترمه.نه؟دوست ندارم این جا گیس وگیس کشی راه بیافته راجع به بی وتن.خیلی وقته این حرف تودلم مونده بود.اما من واقعا بی وتنو به سختی خوندم.منی که همه کتابای امیرخانی رو خوندم فقط منتظر بودم کتاب زودتر تموم بشه وخلاص بشم.شطرنج باماشین قیامت هم همین طور.

پ ن۲:این کتاب هایی که نوشتم شاخص ترین رمان های این چند وقته بوده وگرنه تو هردسته خیلی از کتابا رو میشه جا داد.

پ ن۳:ارزش "دا"اون قدر هست که دلتون واسه دادن ۱۱۰۰۰تومن نلرزه.

یاحق.