تبليغاتX
یک بشقاب روانشناسی با سس سیاست - راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست.


یک بشقاب روانشناسی با سس سیاست

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست.

با انتشار ماهنامه "راه"٬ دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب  یکسال پس از اخراج تحریریه ماهنامه سوره به طور رسمی کار خود را آغاز کرد.

به همین مناسبت آقای سید محمدجواد میری از اعضای این دفتر٬حرکت وبلاگی٬را آغاز کرده اند و در آن از وبلاگ نویسان خواسته اند تا به ۳ سوال زیر پاسخ دهند  :

۱- تأثيرگذارترين و ويژه‌ترين مطالبي كه در «سوره» خوانديد یا دنبال مي‌كرديد چه بود؟

۲- «سوره» دست روي خيلي سوژه‌ها ‌گذاشته‌بود كه «راه» هم لابـُد بايد پي‌شان را بگيرد. اما حالا «راه» باید وارد کدام عرصه‌های بکر و دست‌نخورده در قصه‌ي جبهه‌ی فرهنگی شود كه سوره نشده‌بود؟

۳- همه‌ی این حرف و حدیث‌ها برای این است که «جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی» از وضع بالقوه تبدیل شود به حالت بالفعل. براي اين بالفعل شدن، مهمترين چالش و مانع كدام است؟

من هم توسط جناب توهم به این حرکت دعوت شدم.این هم جوابهای من:

برای ادمهایی مثل ما که تا دل به مجله ای میبندند وچشم امید به مطالب ان دارند، آن مجله تعطیل میشود ودر این برهوت نبود مجله ای که متعلق به نسل سوم ارمان خواه باشد،تعطیلی سوره یک ضایعه دردناک بود.اما حالا بعد از گذشت حدود 1 سال اعضای تحریریه همان مجله دوست داشتنی،راه را منتشر کردند.

اول از همه اینکه نمیتونم شگفتی خودم رو از انتخاب این نام پنهان کنم.گرچه میدونم که انتخاب نامی که هم شعاری نباشه وهم بیانگر اهداف نویسندگانش باشه، کاری بینهایت سخته.اما حقیقت ماجرا اینه که بعد از شنیدن کلمه راه ، اولین چیزی که به ذهنم رسید نشریه ای متعلق به وزارت راه وترابری وجاده واینجور چیزها بود.

۱-من اولین مطلبی که از سوره میخواندم وبهترینش از نگاه من،طنز نوشته های برزو بیطرف یا به عبارتی همان امید مهدی نژاد خودمان بود.تاثیری که طنز تلخ دکتر برزو میگذاشت با چندین مقاله برابر بود.بعد التحریر هم که جای خود را داشت.

۲-به نظر من بعضی از آن مباحثی که در سوره مطرح میشد،بهتر است در راه هم مطرح شود ودر کنار ان به نظر من مسائلی مانند شناخت صهیونیسم اقتصادی،فرهنگی وسینمایی هنوز جای کار دارد وهمچنین دادن راهکار برای مقابله با ان.چرا هنوز خیلی از مسلمانان وحتی خود ما این خطر راجدی نگرفته ایم؟مثلا در بحث اقتصادی،خیلی از خود ماها هم به این ضرورت نرسیده ایم که مثلانباید محصول فلان کارخانه را که حامی صهیونیست هاست مصرف کنیم.مسئله دیگری که به نظرم به آن کم پرداخته شده وجای کار دارد مسئله درس خواندن کسانی است که میخواهند در این جبهه فرهنگی انقلاب،سهمی داشته باشند.چرا خیلی از ماها درس خواندنمان در اولویت آخر قرار دارد؟حرف من این نیست که خیلی چیزها را فدای درس بکنیم،بلکه اینست که یقینا یک آدم تحصیل کرده وسطح بالا از نظر علمی،حر ف های بیشتری دارد تا یک آدمی که واحدهایش را هم به زور پاس میکند.                         .۳-به نظر من مهم ترین مانع پیش رو 1.عدم اعتقاد قلبی به این قضیه است که ما میتوانیم و2.مسئولانی که هنوز باور نکرده اند که با المان های مدیریتی 10 سال پیش،نمیتوان در این زمان حساس ،مدیریت کرد.مسئولانی که از این جوانهای نکته سنج،آرمان خواه وعدالت طلب میترسند.

سخن آخر:در شماره ۲۸ سوره،برزو بی طرف در اینه مطبوعاتش در باره سوره مینویسد:شعار سوره مرگ بر جذب،زنده باد دفع است .گرچه این مطلب به زبان طنز نوشته شده اما حقیقت تلخی راهم میرساند.اینکه بچه هایی که الان راه را میخوانند همان هایی هستند که سوره،راه ماندگار،پیک،کمان،ونیستان را میخوانده اند.به نظر میرسد که جذب مخاطب جدید،زیاد جدی گرفته نمیشود.

در پایان،امتداد جبهه فرهنگی انقلاب را تا ظهور حضرت مهدی(عج) از خداوند خواستارم.

یاحق.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت14:32توسط پریزاد |