|
چندین ساله که از روز اول محرم،شروع میکنم به خوندن کتاب فتح خون اثر ماندگار شهید سید مرتضی آوینی.دوست دارم امسال در آستانه محرم، شما رو هم به این جملات آسمانی مهمان کنم.گرچه این جملات،قطراتی از دریای بیکران قلم آسمانی سید مرتضی است. *نه عجب اگردر شهر کوران،خورشید رادشنام دهندوتاریکی راپرستش کنند. *واین رسم فریب کاران است:نام محمد را بر ماذنه ها میبرند،اما جان اوراکه علی است،دشنام میدهند. *جاهلیت ریشه در درون داردو اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد،چه سود که بر زبان "لا اله الا الله "براند؟ *اگر پنجاه سال پس از آن بدعت نخستین در سقیفه بنی ساعده،این بدعت تازه پدید نمی آمد،کار هرگز به آنجا نمی رسید که خورشید تاریخ در شفق سرخ عاشورا غروب کند وخون خدا بریزد. *نه عجب اگر در دیار کوران، بوزینگان را انسان بیانگارند! *هجرت مقدمه جهاد است ومردان حق را هرگز سزاوار نیست که راهی جز این در پیش گیرند. *ابتلائات دهر طوفانی است که صخره های بلند را نیز خرد میکند ودر مسیر دره ها آن همه میغلتاند تا پیوسته به خاک شود. *خون حسین واصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند. *عقل می گوید بمان وعشق میگوید برو...واین هردو،عقل وعشق را،خداوند آفریده است تاوجود انسان در حیرت میان عقل وعشق معنا شود.اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد،عشق را در راهی که میرود،تصدیق خواهد کرد.آن جا دیگر میان عقل وعشق فاصله ای نیست. *کعبه قبله احرار است ،رستگان از بندگی غیر. *حرم خدا نقطه پیوند زمین وآسمان است. *راهی که قافله عشق،پای در آن نهاد راه تاریخ است وآن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر میخیزد واگرنه این راحلان قافله عشق بعد از هزاروسیصدوچهل وچند سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند؟ *اکنون بنگر حیرت عقل راوجرات عشق را!بگذار عاقلان مارا به ماندن بخوانند...راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است،جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی،واین اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند. *آن کس که در دنیا از خدا نترسد،آن گاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهدبود.ومن از خدا میخواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم. *وبدان که سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید میجوشد وگوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین، حسین ،حسین ،حسین.نمی تپد، حسین حسین میکند. *یاران !شتاب کنید که زمین نه جای ماندن،که گذرگاه است...گذر از نفس به سوی رضوان حق.هیچ شنیده ای که کسی درگذرگاه ،رحل اقامت بیفکند؟...ومرگ نیز در این جا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا،وکدام انیسی از مرگ شایسته تر؟که اگر دهر بخواهد باکسی وفا کند واورا از مرگ معاف دارد ،حسین که از من وتو شایسته تر است.الرحیل الرحیل!یاران شتاب کنید. پ ن ۱:امان امان ای دل، امان ای دل ،امان ای دل به کربلا. پ ن ۲:قسمت دوم گزیده کتاب فتح خون رو چند روز دیگه براتون میذارم. پ ن۴:من وشوشو رو هم از دعاهای خیرتون بی نصیب نذارین رفقا. پ ن ۵:برای عاشورایی شدن وعاشورایی موندنمون،صلوات. یاحق. + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 0:41 توسط پریزاد |
|