|
یکی بود،یکی نبود.تو یه سرزمین قشنگ،که مردمش واسه ازادیش خون دل خورده بودن،یه آدمایی بودن که شعارشون این بود که:جذب مخاطب به هر قیمتی. به خاطر همین،رفتن وبه یه نویسنده ای که تا حالا سابقه کارگردانی نداشت،پیشنهاد ساخت سریال دادن. اونم طنز 90 شبی!!!اونایی که دلسوز بودن هشدار دادن،اما کسی توجه نکرد.خلاصه سریال 90 قسمتی ساخته شد.از همون قسمت های اول مشخص شد که هشداردلسوزا درست بوده.چیزی که تو این سریال نادیده گرفته میشد شعور مخاطب بود.کپی کردن از موضوعات سریال های طنز موفق گذشته،مسخره کردن مردم یه کشور دیگه،بی احترامی همسران به هم،نشون دادن آدمای بی عار وبی کاروهزارتا مشکل دیگه.دلسوزا هنوز در حال هشدار بودن،اما کو گوش شنوا؟ مسئولان اون سازمان که این سریالو ساخته بودن،می گفتن :همین که مخاطب میشینه این سریالو میبینه وباهاش می خنده کافیه.دلسوزا می گفتن آخه اگه فیلم فلان وبهمان هم بذارین مخاطبای زیادی میشینن پای تلویزیون.ولی آیا این کار درسته؟اصلا مگه تا حالا سریال طنز خوب کم داشتیم؟اصلا مگه ما با طنز مخالفیم؟ما میگیم باید کارو سپرد به کاردان.ما میگیم نباید به بهای خندوندن مردم،حرمت بین افراد خانواده رو شکست یا مردمی که یه جور دیگه حرف میزنن رو مسخره کرد.اما هیچ کس به حرفشون گوش نمیداد. تازه فقط قضیه این سریال نبود که.یه موج خزنده داشت تو اکثر سریال ها،مردم رو سوق میداد به بی تفاوتی وتجمل پرستی ودنیا طلبی وهزارتا مشکل دیگه.اما باز هم هیچ کس به حرف دلسوزا گوش نداد. سالها گذشت.ذائقه مردم دیگه عوض شده بود.هر فیلم وسریال ضعیفی هم راضیشون میکرد.دیگه تو خانواده ها کسی به کس دیگه احترام نمیذاشت.انقدر که تو سریالای مختلف،روابط دختر وپسر نشون داده شده بود،قبحش حتی واسه بچه مذهبی ها هم ریخته بود.ایمان اکثر آدما،سطحی وظاهری شده بود وهمه تو مسابقه دنیا طلبی،سعی داشتند بقیه رو پشت سر بذارن.دلسوزا هم بس که هشدار داده بودن وهیچکس گوش نداده بوددیگه اعتراضی نمی کردن. خلاصه این که این سرزمین که میتونست باعث افتخار خیلی ها بشه به خاطر ندانم کاری ها وسوء مدیریت های بعضی ها دچار رکود شد وخیلی از ویژگیهای خوبشم از دست داد. پ ن ۱.فردا روز عرفه است.روز اشک و مناجات.واسه اونایی که مثل من دلشون لک زده واسه یه حمام روح درست وحسابی فردا بهترین فرصته.اگه دلتون لرزیدمن وشوشو رو هم فراموش نکنید. پ ن۲.از شنبه انشا الله میرم یه کلینیک حوالی گیشا برای مشاهده جلسات بازی درمانی وگزارش نویسی برای پایان نامه ام. پ ن۳.را جع به بهم ریختگی فونت و پر رنگ شدن بعضی قسمتا حقیقتا بی تقصیرم.ببخشید. یا حق. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 13:35 توسط پریزاد |
|