تبليغاتX
یک بشقاب روانشناسی با سس سیاست!

یک بشقاب روانشناسی با سس سیاست!

طبق وعده ای که داده بودم،بقیه جملات زیبای فتح خون:

*قافله عشق در سفر تاریخ است واین تفسیری است بر آنچه فرموده اند:کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا...این سخنی است که پشت شیطان رامیلرزاندویاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار میسازد.

...وتو،ای آنکه در سال شصت ویکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای واکنون،دراین دوران جاهلیت ثانی وعصرتوبه بشریت،پای به سیاره زمین نهاده ای،نومیدمشو،که تورا نیز عاشورایی است وکربلایی که تشنه خون توست وانتظار میکشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی واز خودودلبستگی هایش هجرت کنی وبه کهف حصین لازمان ولامکان ولایت ملحق شوی وفراتر از زمان ومکان،خودرابه قافله سال شصت ویکم هجری برسانی ودر رکاب امام عشق به شهادت رسی...

یاران!شتاب کنید،قافله در راه است.می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند؟اری،گناهکاران رادراین قافله راهی نیست...اما پشیمانان را می پذیرند.آدم نیز دراین قافله ملازم رکاب حسین است،که او سرسلسله خیل پشیمانان است،واگرنبود باب توبه ای که خداوند باخون حسین میان زمین وآسمان گشوده است،آدم نیز دهشت زده ورهاشده وسرگردان،دراین برهوت گمگشتگی وامیماند.

*ای دل!تو چه میکنی؟می مانی یا میروی؟داد از آن اختیار که تورا از حسین جداکند!این چه اختیاری است که برای رو آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد؟ای دل!نیک بنگر تا قلاده دنیا را بر گردنشان ببینی و سررشته قلاده را،که دردست شیطان است.انان می انگارند که این راه رابه اختیار خویش میروند،غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند میفریبد.

*بلا افق طلعت شمس اشتیاق است.وآن تشنگی که کربلاییان کشیده اند تشنگی راز است.واگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی که _می دانی_نرسند،چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟آن شراب طهور راکه شنیده ای بهشتیان را میخورانند،میکده اش کربلاست وخراباتیانش این مستانند که اینچنین بی سر ودست وپا افتاده اند.آن شراب طهور راکه شنیده ای،تنها تشنگان راز را مینوشانندوساقی اش حسین است؛حسین از دست یار مینوشدوما از دست حسین.

*نپندارکه تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اندولاغیر...صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.

*امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از خون شکست میخورد؛از خون عاشق،خون شهید.

*تاریخ امانتدار فریاد«هل من ناصر»حسین است وفطرت گنجینه دار آن...واز آن پس،کدام دلی است که بایاد اونتپد؟

*تا دستان ظاهر بریده نشود،بال های بهشتی نخواهد رست.اگر آسمان دنیا بهشت است،آسمان بهشت کجاست که عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟؟؟

*هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت میدهد که نامی اینچنین بر اونهاده اند؟

یاحق.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386 0:43 توسط پریزاد | 


با انتشار ماهنامه "راه"٬ دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب  یکسال پس از اخراج تحریریه ماهنامه سوره به طور رسمی کار خود را آغاز کرد.

به همین مناسبت آقای سید محمدجواد میری از اعضای این دفتر٬حرکت وبلاگی٬را آغاز کرده اند و در آن از وبلاگ نویسان خواسته اند تا به ۳ سوال زیر پاسخ دهند  :

۱- تأثيرگذارترين و ويژه‌ترين مطالبي كه در «سوره» خوانديد یا دنبال مي‌كرديد چه بود؟

۲- «سوره» دست روي خيلي سوژه‌ها ‌گذاشته‌بود كه «راه» هم لابـُد بايد پي‌شان را بگيرد. اما حالا «راه» باید وارد کدام عرصه‌های بکر و دست‌نخورده در قصه‌ي جبهه‌ی فرهنگی شود كه سوره نشده‌بود؟

۳- همه‌ی این حرف و حدیث‌ها برای این است که «جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی» از وضع بالقوه تبدیل شود به حالت بالفعل. براي اين بالفعل شدن، مهمترين چالش و مانع كدام است؟

من هم توسط جناب توهم به این حرکت دعوت شدم.این هم جوابهای من:

برای ادمهایی مثل ما که تا دل به مجله ای میبندند وچشم امید به مطالب ان دارند، آن مجله تعطیل میشود ودر این برهوت نبود مجله ای که متعلق به نسل سوم ارمان خواه باشد،تعطیلی سوره یک ضایعه دردناک بود.اما حالا بعد از گذشت حدود 1 سال اعضای تحریریه همان مجله دوست داشتنی،راه را منتشر کردند.

اول از همه اینکه نمیتونم شگفتی خودم رو از انتخاب این نام پنهان کنم.گرچه میدونم که انتخاب نامی که هم شعاری نباشه وهم بیانگر اهداف نویسندگانش باشه، کاری بینهایت سخته.اما حقیقت ماجرا اینه که بعد از شنیدن کلمه راه ، اولین چیزی که به ذهنم رسید نشریه ای متعلق به وزارت راه وترابری وجاده واینجور چیزها بود.

۱-من اولین مطلبی که از سوره میخواندم وبهترینش از نگاه من،طنز نوشته های برزو بیطرف یا به عبارتی همان امید مهدی نژاد خودمان بود.تاثیری که طنز تلخ دکتر برزو میگذاشت با چندین مقاله برابر بود.بعد التحریر هم که جای خود را داشت.

۲-به نظر من بعضی از آن مباحثی که در سوره مطرح میشد،بهتر است در راه هم مطرح شود ودر کنار ان به نظر من مسائلی مانند شناخت صهیونیسم اقتصادی،فرهنگی وسینمایی هنوز جای کار دارد وهمچنین دادن راهکار برای مقابله با ان.چرا هنوز خیلی از مسلمانان وحتی خود ما این خطر راجدی نگرفته ایم؟مثلا در بحث اقتصادی،خیلی از خود ماها هم به این ضرورت نرسیده ایم که مثلانباید محصول فلان کارخانه را که حامی صهیونیست هاست مصرف کنیم.مسئله دیگری که به نظرم به آن کم پرداخته شده وجای کار دارد مسئله درس خواندن کسانی است که میخواهند در این جبهه فرهنگی انقلاب،سهمی داشته باشند.چرا خیلی از ماها درس خواندنمان در اولویت آخر قرار دارد؟حرف من این نیست که خیلی چیزها را فدای درس بکنیم،بلکه اینست که یقینا یک آدم تحصیل کرده وسطح بالا از نظر علمی،حر ف های بیشتری دارد تا یک آدمی که واحدهایش را هم به زور پاس میکند.                         .۳-به نظر من مهم ترین مانع پیش رو 1.عدم اعتقاد قلبی به این قضیه است که ما میتوانیم و2.مسئولانی که هنوز باور نکرده اند که با المان های مدیریتی 10 سال پیش،نمیتوان در این زمان حساس ،مدیریت کرد.مسئولانی که از این جوانهای نکته سنج،آرمان خواه وعدالت طلب میترسند.

سخن آخر:در شماره ۲۸ سوره،برزو بی طرف در اینه مطبوعاتش در باره سوره مینویسد:شعار سوره مرگ بر جذب،زنده باد دفع است .گرچه این مطلب به زبان طنز نوشته شده اما حقیقت تلخی راهم میرساند.اینکه بچه هایی که الان راه را میخوانند همان هایی هستند که سوره،راه ماندگار،پیک،کمان،ونیستان را میخوانده اند.به نظر میرسد که جذب مخاطب جدید،زیاد جدی گرفته نمیشود.

در پایان،امتداد جبهه فرهنگی انقلاب را تا ظهور حضرت مهدی(عج) از خداوند خواستارم.

یاحق.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 14:32 توسط پریزاد | 


چندین ساله که از روز اول محرم،شروع میکنم به خوندن کتاب فتح خون اثر ماندگار شهید سید مرتضی آوینی.دوست دارم امسال در آستانه محرم، شما رو هم به این جملات آسمانی مهمان کنم.گرچه این جملات،قطراتی از دریای بیکران قلم آسمانی سید مرتضی است.

*نه عجب اگردر شهر کوران،خورشید رادشنام دهندوتاریکی راپرستش کنند.

*واین رسم فریب کاران است:نام محمد را بر ماذنه ها میبرند،اما جان اوراکه علی است،دشنام میدهند.

*جاهلیت ریشه در درون داردو اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد،چه سود که بر زبان "لا اله الا الله "براند؟

*اگر پنجاه سال پس از آن بدعت نخستین در سقیفه بنی ساعده،این بدعت تازه پدید نمی آمد،کار هرگز به آنجا نمی رسید که خورشید تاریخ در شفق سرخ عاشورا غروب کند وخون خدا بریزد.

*نه عجب اگر در دیار کوران، بوزینگان را انسان بیانگارند!

*هجرت مقدمه جهاد است ومردان حق را هرگز سزاوار نیست که راهی جز این در پیش گیرند.

*ابتلائات دهر طوفانی است که صخره های بلند را نیز خرد میکند ودر مسیر دره ها آن همه میغلتاند تا پیوسته به خاک شود.

*خون حسین واصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند.

*عقل می گوید بمان وعشق میگوید برو...واین هردو،عقل وعشق را،خداوند آفریده است تاوجود انسان در حیرت میان عقل وعشق معنا شود.اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد،عشق را در راهی که میرود،تصدیق خواهد کرد.آن جا دیگر میان عقل وعشق فاصله ای نیست.

*کعبه قبله احرار است ،رستگان از بندگی غیر.

*حرم خدا نقطه پیوند زمین وآسمان است.

*راهی که قافله عشق،پای در آن نهاد راه تاریخ است وآن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر میخیزد واگرنه این راحلان قافله عشق بعد از هزاروسیصدوچهل وچند سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند؟

*اکنون بنگر حیرت عقل راوجرات عشق را!بگذار عاقلان مارا به ماندن بخوانند...راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است،جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی،واین اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند.

*آن کس که در دنیا از خدا نترسد،آن گاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهدبود.ومن از خدا میخواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم.

*وبدان که سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید میجوشد وگوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین، حسین ،حسین ،حسین.نمی تپد، حسین حسین میکند.

*یاران !شتاب کنید که زمین نه جای ماندن،که گذرگاه است...گذر از نفس به سوی رضوان حق.هیچ شنیده ای که کسی درگذرگاه ،رحل اقامت بیفکند؟...ومرگ نیز در این جا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا،وکدام انیسی از مرگ شایسته تر؟که اگر دهر بخواهد باکسی وفا کند واورا از مرگ معاف دارد ،حسین که از من وتو شایسته تر است.الرحیل الرحیل!یاران شتاب کنید.

پ ن ۱:امان امان ای دل، امان ای دل ،امان ای دل به کربلا.

پ ن ۲:قسمت دوم گزیده کتاب فتح خون رو چند روز دیگه براتون میذارم.

پ ن۳:مراسم دهه اول حاج محمود کریمی از فردا ساعت ۱۵گلزار شهدای چیذر.

پ ن۴:من وشوشو رو هم از دعاهای خیرتون بی نصیب نذارین رفقا.

پ ن ۵:برای عاشورایی شدن وعاشورایی موندنمون،صلوات.

یاحق.

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 0:41 توسط پریزاد | 


ماهی شده بود باورش

تور اگه بندازن سرش

میشه عروس ماهیا

شاه ماهی میشه همسرش

ماهیه باورش نبود

تور اگه بندازن سرش

نگاه گرم ماهیگیر

میشه نگاه آخرش....!

این شعر،حال وروز بعضی از دختر وپسرای امروزه.به چه زبونی بگم؟بابا تو انتخابتون واسه ازدواج دقت کنین.

یکی از بهترین دوستام،این روزا بعد از دوسال عقدبودن،داره طلاق میگیره.نمیدونین چقدر تحملش واسه همه مون وواسه خودش سخته.

ربنا هب لنا من ازواجنا وذریتنا قره اعین وجعلنا للمتقین اماما.(ایه ۷۴سوره فرقان)تو قنوت نمازتون بخونید تا خداوند همسری که نور چشمتان باشد نصیبتان کند...

بهترین نسخه برای زندگی:ازدواج عاقلانه، زندگی عاشقانه،حل مشکلات ماهرانه.

یاحق.

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386 17:51 توسط پریزاد | 


سلام.نمیدونم این مسئله ای که الان میخوام اینجا مطرح کنم دغدغه چند نفر از شماهاست.اما یقینا این مسئله تو این چند روز مسئله بخشی از مردم شده.مسئله ای به نام گاز .خیلی از مردم ماشین دوگانه سوز دارن.حالا هرکسی به یه دلیل.بعضی ها به خاطر اینکه گاز هوا رو کمتر آلوده میکنه.بعضی ها به خاطر ارزونیش وبعضی های دیگه به خاطر اینکه با ماشین خرج زندگیشونو در میارن ولی نمیخوان رو ماشینشون آرم بکشن تا دیگران بفهمند.در نتیجه چون سهمیه بنزینشون کفاف نمیده ماشین دوگانه سوز خریدن تا بتونن کار کنن.

تعداد پمپ های گاز هم واقعا تو تهران کمه وراننده های بیچاره هم هر دفعه باید لااقل ۱ساعت تو صف وایستن.تازه وقتی هم که گاز زدن این گاز به طرفه العینی یعنی با کارکرد ۱۰۰ کیلومتر تموم میشه واین یعنی روز از نو وروزی از نو.

همه اینارو گفتم که بگم که:از اول دی که سهمیه تاکسیها اندکی کم شدهُ دولت محترم به جای اینکه سعی کنه پمپ های گاز بیشتری بسازهُ دم دستی ترین راه ممکنو انتخاب کرده واز هر ۱۰ تا پمپ گاز جلوی ۹ تاش پلاکارد زده که :فقط اینجا به تاکسیها گاز میدیم.

باور کردنش سخته.نه؟بیچاره راننده های ماشین های سواری که تو شهر آواره شدن واسه پیداکردن یه پمپ گاز وتازه با خیل اون همه سواری که هجوم آوردن به اونجا مواجه میشن وباید لااقلُ۲-۳ ساعت تو صف بمونن.

شاید واسه کسانی که سروکاری با پمپ های گاز ندارن ُعمق فاجعه ای که به سبب بی تدبیری پدا شده معلوم نباشه.اما واسه راننده های این ماشینا وخانواده هاشون این کار دولت یعنی خود فاجعه.

این روزا داره تو پمپ های گاز بدجوری ناراضی تراشی میشه.یکی جلوی این اتفاقو بگیره.

یاحق.

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 11:50 توسط پریزاد | 


 

 

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X
 

فارغ التحصیل روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبایی،سرشار از دغدغه فرهنگ و دین وسیاست.واز چند ماه پیش متاهل.


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ده اشتباه آزاردهنده در وبلاگ های فارسی به قلم علیرضا شیرازی مدیر بلاگفا
تحریفات مدرن در واقعه عاشورا.
صداوسیما از عمل تا امل
شگفتی های مردان
لطفاً نظر خود را راجع به راه­حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟
جنون تلفن همراه
...وقتی «حریم» را قورت می دهیم و «حیا» را تف می کنیم!*
به حرکت زشت یاهو اعتراض کنیم(اتحاد وبلاگی)
سخنی با ضرغامی
درراستای دغدغه های فرهنگی رهبر معظم انقلاب(سیما در اندیشه محتوا)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386



پیوندها

تابلو
پلخمون
وبلاگ گروهی دفاع مقدس
صداي همدم
رهسپارنور
تفحص عشق
دولت عاشقي
توهمات يك دانشجوي بسيجي غرب زده
ناتانائيل
تخريبچي دوران
ستاره قطبي
ارمينه
چاي داغ يك كارمند(شوشو)
سراب
عدالتخانه همدان
فطرس
یک حرف ودو حرف
محرمانه
وفدیناه بذبح عظیم
خبرچین
اکینا نیوز
عزیز رفته،آیینه بودن کار دلت نیست.
فریاد سبز
دوستی کی فراموش شود؟
تنهاترین پرسپولیسی
یک بچه شهید
بلاگفا
عرفان،آزادی،برابری
دیاموند
ققنوس
همشهری جوان
خدا همه جا هست
روح تکانی
میان تیتر
نگرانی
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
در یمنی وبا منی
پيچک سر به هوا
همشهری جوان 2
مختصرکده یک طلبه
قمقمه
عقیق
مردمینیاتوری
سوسو
همشهری جواد
یادداشت های یک دختر ترشیده
مرفه بادرد
ماه ناتمام


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

  RSS